به نظر شما در این سالها چقدر به زوایای کمترشناختهشده واقعه کربلا در آینه تعزیه پرداخته شده است؟
گستره تعزیه چنان وسیع است که میتوان به اجراهای متعددی از این رهگذر پرداخت. منتها آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد آن است که این هنر ارزشمند به فراموشی سپرده نشود. تعزیه ودیعهای الهی است که از بزرگانمان به ما رسیده و باید این امانت را بهدرستی به دست نسلهای آینده برسانیم. همانطور که در این مسیر از پدرم آموزش دیدم و امروز سرپرست گروه تعزیهخوانان حضرتابوالفضل(ع) هستم، در سالهای اخیر به برگزاری سلسلهدورههای آموزشی تعزیهخوانی برای خردسالان و نوجوانان پرداختهام که خوشبختانه با اقبال خوبی از سوی این طیف گروه سنی روبهرو شده است. امیدوارم جوانانی که عشق به اهلبیت(ع) دارند، با شرکت در این کلاسها، راه امامحسین(ع) را ادامه دهند و پیش از آنکه پا به این مسیر بگذارند، عشق به این خاندان در وجودشان نقش بسته باشد، نه اینکه چون والدینشان تمایل دارند آنها با تعزیه آشنا شوند این حیطه را انتخاب کنند. تعزیهخوانی یک هنر باطنی است. ضمن آنکه طبعا ورود نسل جوان به این حوزه میتواند مردم را با تعزیههای غریب و کمترخواندهشده مانند متوکل عباسی، حضرت ابراهیم(ع)، حضرتعلی(ع) و ... آشنا کند. ما درمجموع ۱۱۱۰ مجلس تعزیه داریم، اما از این بین، تعزیهخوانان به تعداد معدودی از این مجالس مانند شهادت مسلم، حر، حضرت علیاکبر(ع)، حضرت قاسم(ع)، حضرتابوالفضل(ع)، خرابه شام و ... میپردازند، شاید به این خاطر که تجربه نشان داده است مردم با این مجالس ارتباط بیشتری برقرار میکنند. در کنار آن، تعداد زیادی نسخ از تعزیههای بهاصطلاح غریب هم داریم. مثل تعزیه امامرضا(ع)، تعزیه وهب، تعزیه خسرو و تختجمشید، تعزیه جنگ خندق که متعلق به سدههای گذشته هستند و چون کمتر اجرا شدهاند در نتیجه از آنها استقبال نمیشود. این تعزیهها از ذاکر کمتری هم برخوردارند و باید تعزیهخوانی این متون را اجرا کند که اشراف و تسلط کافی نسبت به آنها داشته باشد.
ظاهرا این اولین سالی است که در فرهنگسرای خاوران به تعزیهخوانی میپردازید.
همینطور است. امسال به پیشنهاد فرهنگسرای خاوران و با کسب اجازه از استاد مرتضی نمکی، تعزیهخوان پیشکسوت این فرهنگسرا به این مکان دعوت شدهام تا در بازه زمانی ۱۰ شب اول دهه محرم تا روز چهارم تیرماه که عاشوراست، به برگزاری مجالس تعزیه بپردازم. هدفمان آن است که با برگزاری تعزیهخوانی، این مجالس خاموش نشوند و پرچم امامحسین(ع) مانند همیشه در اوج بماند. خوشبختانه در سالهای اخیر، تعزیهخوانان جوانی روی کار آمدهاند که توانستهاند بهخوبی نگهبان میراث ارزشمند شبیهخوانان پیشکسوت باشند. اگرچه تعزیه بهعنوان یکی از پرقدمتترین هنرهای آیینیسنتی ما از ظرفیتهای گسترده و درعینحال ناشناختهای برخوردار است که میتوان تا سالها به تبیین زوایای آن پرداخت و بازهم موضوع برای اجرا داشت.
آشنایی خود شما با تعزیه چطور شکلگرفت؟
از آنجا که پدرم هم از تعزیهخوانان پرسابقه بهشمارمیرود، از سن ۲۰سالگی به سمت این حیطه گرایش پیدا کردم و تا امروز با گروههای مختلف در اقصینقاط کشور به اجرای برنامه پرداختهام. درعینحال، به مدت ۱۵سال با تعزیهخوانان شناختهشده ازجمله استاد اسماعیل محمدی، مرشد ابوالحسن میرزاعلی و عزتالله اصغرینژاد بهره گرفتهام و از سال ۹۰ نیز در مجموعه فرهنگسراهای شهرداری تهران مانند آب و آتش، بهمن، اشراق و ... به تعزیهخوانی مشغولم. امسال هم با کسب اجازه از استاد مرتضی نمکی، تعزیهخوان فرهنگسرای خاوران در این مجموعه به اجرای تعزیه میپردازم تا بتوانم سهم ناچیزی را در این زمینه داشته باشم.
از دید شما چطور میتوان به احیا و صیانت از این هنر ملی پرداخت تا در گذر زمان و جایگزینشدن پدیدههای مدرن رو به فراموشی نرود؟
شکی نیست که سیاستگذاران فرهنگی میتوانند نقش مهمی در اعتلا و احیای این هنر ملی داشته باشند. البته شهرداری تهران در سالهای اخیر، تلاشهای زیادی انجام داده تا به مدد اجرای تعزیه در فرهنگسراهای مختلف پایتخت، اقشار مختلف جامعه بیش از پیش با این هنر ارزشمند آشنا شوند. بهخصوص اینکه مردم همیشه به تعزیه علاقهمند بودهاند.
پرطرفدارترین تعزیهای که در این سالها اجرا کردهاید کدام بوده است؟
تعزیه حر و حضرت علیاکبر(ع) تقریبا در ردیف تعزیههایی است که مردم خیلی به آن علاقه دارند و هرسال به مناسبت فرارسیدن ایام محرم از ما درخواست میکنند تا آن را اجرا کنیم. البته ناگفته نماند تعزیه اربعین هم در ردیف پراقبالترین مجالس قرار دارد. بهویژه این که شهرداری تهران، هرسال رویدادی با عنوان «مسیر پیادهروی برای جاماندگان اربعین» را برگزار میکند. این مراسم از میدان امامحسین(ع) شروع میشود و تا ابتدای اتوبان آزادگان ادامه دارد. تعزیهای که ما در این مراسم اجرا میکنیم شکلوشمایل خاصتری دارد و در این عرصه از بهترین شبیهخوانان در این حیطه دعوت میکنیم تا به اجرای برنامه بپردازند و مردم فیض ببرند. در این مجلس، تعزیه امامحسین(ع)، تعزیه حضرتعباس(ع) و تعزیه حضرتعلیاکبر(ع) خواندهمیشود.
بعضی از تعزیهخوانان پیشکسوت به این مسأله اشاره دارند که تعدادی از نسخ تعزیه در این سالها ناشناخته ماندهاند. شما چقدر با این مسأله مواجهشدهاید؟
علاوه بر دفترهای قدیمی، تعدادی اشعار جدید هم در زمینه تعزیه وجود دارد که تعزیهخوانان در مجالس مختلف از آنها بهره میگیرند. درعینحال، معتقدم نسخ قدیمی تعزیه آنطور که باید مجالی برای معرفی و شناخت در این سالها پیدا نکرده است. نکته دیگر اینکه بسیاری از مردم نمیدانند تعزیه انواع مختلف دارد. بهعنوانمثال، سال گذشته در پارک مصطفی خمینی، جنب متروی امامخمینی(ره) به اجرای تعزیه جنگ خندق پرداختیم. مردمی که اطراف ما جمع شده بودند با تعجب میپرسیدند الان که ایام محرم نیست، چرا این تعزیه خوانده میشود؟ و من به آنها توضیح دادم ما به فراخور مناسبتهای مختلف، میتوانیم مجلس تعزیه داشته باشیم و تعزیه فقط به سوگواری برای امامحسین(ع) و واقعه کربلا محدود نمیشود.
آکادمیکشدن هنرهای آیینی سنتی میتواند در جلوگیری از زوال این هنرها نقش داشته باشد؟
اینکه هنرهای سنتی رنگوبوی آکادمیک به خود بگیرند و وارد محافل دانشگاهی شوند به خودی خود اتفاق خوشایندی است اما کافی نیست. شناخت و پاسداری از این هنرها نیاز به نهادینهکردن آنها در بین علاقهمندان دارد. به لطف پروردگار، امروز نسل جوان نسبت به هنرهایی چون تعزیه و نقالی گرایش یافته و دلشان میخواهد این حیطهها را بهتر بشناسند و این شناخت میتواند به مدد برپایی برنامههایی با این محور به مناسبتهای مختلف، در بازه زمانی کوتاهتری حاصل شود. از اینها گذشته، چندان که اشاره کردم، نقش فرهنگسراها در نهادینهکردن هنرهای آیینی سنتی بهویژه تعزیه را هم نباید در این سالها نادیده گرفت. اجرای تعزیه به شکل متوالی و منظم باعث شده این برنامهها ملکه ذهن مردم شوند و بهعنوانمثال بدانند در دهه اول محرم، تعزیه در فرهنگسرای خاوران و در دهه دوم محرم در فرهنگسرای بهمن اجرا میشود. حضور خودجوش مردم در این رویدادها بر پررنگ شدن این هنر در جامعه اضافه کرده و به شناخت زوایای پیدا و پنهان آن نزد مردم کمک بسیاری میکند.
نکتهای که در این بین وجود دارد آن است که امروز شکل اجرای تعزیه در قیاس با یکی دو دهه گذشته تفاوت کرده. در سالهای گذشته، تعزیهخوانی عمدتا در میادین اصلی شهر و با نمایش اسب و شتر صورت میگرفت و طبعا تعداد بیشتری از مردم میتوانستند به تماشای این مراسم بنشینند، درحالیکه امروز تعزیهخوانی به مکانهایی مثل فرهنگسراها یا سالنهای مخصوص منتقل شده که مخاطبان خاص خود را میطلبد.
من هم با شما موافقم که تعزیه باید در بطن جامعه اجرا شود تا تاثیرات لازم را برجای بگذارد. فرهنگسراها در این سالها توانستهاند حلقه اتصال مناسبی بین مردم و این هنر باشند، بهطوریکه دیگر فقط مختص حضور عدهای از مخاطبان خاص نیستند و هرکسی که به تماشای این مجالس علاقهمند است میتواند برای تماشا به فرهنگسراها مراجعه کند. درباره استفاده از اسب و شتر هم باید بگویم بهرهگیری از این عناصر بهطور قطع میتواند در باورپذیر بودن تعزیه نقش داشته باشد و بعضی فرهنگسراها مثل خاوران میتوانند از این مسأله بهرهمند شوند. بهخصوص اینکه فضای خاوران وسیع است و با نصب داربست، میتوان از اسب هم در تعزیهخوانی استفاده کرد، منتها این مسأله هزینهبر است و برنامهریزیهای لازم را میطلبد.